تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
کودکی یک عارف 1 سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 8:22 قبل از ظهر

روزی کودکی از مادرش خواست که برای او قصه ای بگوید. مادر گفت: اگر در پاک نمودن باقله ها کمکم بدهی برایت داستان قشنگی تعریف می کنم. کودک قبول کرد و همراه مادر بساط باقله پاک کردن را پهن نمود و دو کرسی گذاشتند و دور سینی بزرگ روحی نشستند و با قله ها را در آن خالی نمودند و شروع به پاک کردن آنها نمودند. مادر هم شروع کرد به قصه گفتن، یکی بود و یکی نبود، در شهری دور که به شهر گل و بلبل و جویهای پر آبش معروف است، مردی زندگی می کرد، که با خدا عهد بسته بود که آنقدر چله نشینی بکند تا خداوند به او هدیه ای بدهد. کودک پرسید: چه هدیه ای از خدا می خواست، مگر از اون هدیه ها در بازار نیست. مادر گفت: او می خواست هم به حضور امام زبانش برسد و هم از اسرار غیب آگاه شود. کودک که در حال پوست گرفتن با غله رها بود، باز پرسید، اسرار غیب یعنی چه؟ مادر گفت: رازهائی هست که همه توانائی درکش را ندارند، همه نمی توانند از آن با خبر شوند. کودک گفت: خوب بعدش چی شد، خدا بهش چیزی داد؟ مادر گفت: باید صبر کنی تا بقیه اش را تعریف کنم.
مادر ادامه داد: داشتم می گفتم، تا چهل روز و شب پی در پی تلاش کرد تا با پرهیزکاری و عبادت خدا را از خودش راضی کند تا خداوند به او اسرار نهان را هدیه دهد. تاشب چهلم که بعد از انجام عبادت وقتی دید که خبری نیست ناراحت و پریشان از خانه اش بیرون رفت. در راه هنگام برگشت به خانه با زن جوان زیباروئی برخورد کرد که درمانده بود و از او کمک می خواست، زن به مرد چله نشین گفت: به من کمک کن، مردم مرا در این شهر رها کرده است، کسی را ندارم، حال راه رفتن دیگر برایم باقی نمانده است، چند روز است که غذائی نخورده ام، مرد عابد چله نشین با خود گفت: خداوندا چه کاری باید انجام دهم، خدایا فقط همین یک شب مانده، بر من رحمی نما و مرا از دو راهی در بیاور، این چه امتحانیست، زنی چنین جوان و زیبا روی درمانده کمک است، خدایا چگونه می توانم شرمنده نباشم. مرد غذائی خرید و پولی به او داد و او را به مسافر خانه ای راهنمائی کرد تا آن زن بتواند خودش را درمان نماید و به شهرش برگردد . و شب دیر وقت به خانه رسید.دختر گفت: خوب بعد چی شد؟ هدیه اش را از خدا گرفت؟ مادر گفت: آن شب تا سحر بیدار ماند و از بی خبری و بی توجهی که از حال درماندگان داشت گریه کرد و از خداوند آمرزش خواست، روز و شب چهل روز نماز خواندن و دعا نمودن و ذکر گفتن گذشت ، شب که در پای سجاده خواب سنگینی به او روی آورد و در پای سجاده به خواب رفت که دید مردانی وارد شدند به او دو جام دادند و به او گفتند این را خدا به خاطر امانتداری و کار نیکویت به تو هدیه نموده، پس بنوش که شربتی گواراست.
او نوشید و در حالی که بر زبانش اشعاری جاری بود از خواب بیدار شد و در حالی که شعر می گفت به دنبال آن کسانی می گشت که به دستش جام را داده بود، کسی را نمی دید اما شعر بر زبانش همچنان جاری بود، تا آن مرد شاعر بزرگ و مشهوری شد، که به او لسان الغیب لقب دادند. کودک گفت: لسان ال... این که گفتی یعنی چه؟ مادر گفت: لسان الغیب یعنی زبانی که اسرار غیب را می گوید. کودک گفت: اون مرد اسمش چی هست؟ مادر گفت: اون شاعر نامی و مشهور کسی نیست جز حافظ شیرازی. کودک گفت: حافظ همان که در شیراز مرقدش هست؟ مادر گفت: آری همان حافظ شیرازی که خودش نیست و شعرهایش معروف است. کودک گفت پس آن شعرها هدیه خدا به حافظ بوده؟ مادر گفت: آری خدا اسرار غیب را با شعر بر زبان او جاری ساخت.
دیگر پاک کردن باقله ها هم تمام شده بود و کودک که قصه شیرینی شنیده بود، با نشاط و خوشحال رفت تا داستان حافظ شیرازی را برای دوستش تعریف کند.

تقدیم یک شاخه گل محمدی، به شما تا گلدان دلتان سرمست عطر خدا باشد.


قال الصادق(ع): والعلم جنّة والصّدق عزّ والجهل ذلّ والفهم مجد والجود نجح وحسن الخلق مجلبة للمودّة والعالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس.‏ (تحف العقول صفحه 356)
ترجمه: ‏[دانش سپر است و راستگويى مايه عزت، جهل موجب ذلّت و خوارى است و فهم موجب مجد و بزرگى، جود و ‏بخشش كاميابى است و خوشخويى جلب‌كننده دوستى و مودّت؛ و كسى كه به زمان خويش عالم و آگاه باشد اشتباهات به او ‏هجوم نمى‌آورند.
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

پایان انتظار پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 7:34 قبل از ظهر

اینجاکه جایگاه قلم برای اوست. جود قلمتان همواره چشمه جوشان محبّت به او باشد، که وقتی بیاید خورشید
آفتابی شود. شب ماه دررخشد. لحظات سخت چشم انتظاری سر رسد . سبد اندیشه پر از زنبق خدا شود.

روزی یکّه سوار سبزپوش می آید
خورشید با سیمائی چون ماه می آید
با دلی پر زشکوفه و رودی از عطر وجود
شب انتظار منتظر به پایان می آید
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

کودکی یک عارف 0 سه شنبه هفدهم آبان 1384 6:49 قبل از ظهر
کودکی روزی صبح زود بیدار شد، دید مادر و پدر در حال نماز خواندن هستند، برایش سؤال شد که چرا آنها در تاریکی شب نماز می خوانند؟ صدای خروسها را شنید که قوقولی قوقول آنها همه حیاط و خانه را پر کرده بود . پدر لباسش پوشید و مادر غذای پدر را به دستش داد که با خودش به کار ببرد، ساعت 5 صبح بود. پدر و مادر متوجه بیدار شدن کودکشان شدند، به او گفتند چرا اینقدر زود بیدار شدی؟ کودک گفت: چرا شما این همه زود بیدار می شوید؟ چرا اینموقع شب نماز می خوانید؟ مادر گفت: صبح زود قبل از طلوع آفتاب وقت نماز صبح است، با صدای قوقولی قوقول خروس، مادر با لبخندادامه داد: ببین حتی پرندگان سحر خیز هم این موقع صبح خدا را ستایش می کنند. کودک لبخندی زد پدر فرزند را بوسید و خداحافظی کرد و به سر کارش رفت.
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

خداحافظی مهمانی نور دوشنبه نهم آبان 1384 9:35 بعد از ظهر
حدود سی روز است که به مهمانی آمده ایم، مهمانی میزبانی رئوف، مهربان و عالم و توانا و فاضل و بخشنده و دانا به اسرار نهان. مهمانی مخلوق و خالق یکتا. مهمانی عاشقانه و عارفانه. خدایا چگونه می توان دل از چنین میزبانی جدا نمود، نه خدا نکند که دل از چنین بزرگی بریده شود، حتّی لحظه ای. خدایا ترا به بزرگی رحمتت عاجزانه از تو می خواهیم که هیچ لحظه ای ما را به خود واگذار ننمائی و توان همیشه با تو بودن را تا همیشه به ما عطا نمائی. صورت وجودم را معصوم نمائی و از جود بی انتهایت سرشار از الطاف الهی نمائی. خدایا چگونه می توان از تو گفت و در سیمای صفاتت غرق نشد، خدایا به همه لحظه های تبعید از بهشت آدم، ما را به زجر جدائی بزرگانت مارا تنها رها نساز و ما را به عظمت علمت از کبر سیاه جهل رهائی ده و ما را یاری ده تا به مرتبه درک فضائل و علم الهی راه یابیم.
آن علمی که تو بر ما ارزانی نمائی در آن کجروی و انحراف راه نیابد. خدایا سخت است از مجلس مهمانی تو دور شدن، ای بزرگ بی همتا ما را یاری نما تا همه جا و همه لحظات با تو باشیم و هیچ لحظه ای ما را تنها نگذار، که درمانده می شویم با تو صعود می کنیم و بی تو سقوط نمائیم. خدایا عید فطر فطرت فرا می رسد و تو بر بلندای منظر نگاهمان بر ناچیزی بنده ان نگاه مهرت را جاری می نما ئی و گناهانمان را ببخش و روزگاری زیبا برای ما رقم بزن تا تجلی زیبائیهای تو باشیم و از پستیهای جهل وجود فاصله بگیریم و معاشقه با تو ما را همیشه از پرتگاه خطا و انحراف محفوظ نماید. خدایا فطر رهائی از بدیها و فطر صعود به قله معرفت و زندگی پسندیده را نصیبمان نما و ما را از شر جن و انس در پناه خود محافظت نما. و سال ما را آنطور که شایسته بندگان دوستدار توست رقم بزن و ترسیم نما و ما را در آن راه که ما را به سعادت و رستگاری موفق می نماید، رهنما باش. خدایا عید فطرت پاک بودن و نور بودن و زیبا بودن و خوب بودن بر بندگانت مبارک نما.

من آن نمایم که اونماید،
من آن نگارم که او نگارد
بر من نباد یک لحظه خم ابرویش
صد رنج جان دهم گر او بخواهد

نمی خواهم برگردان رویش شوم
نمی خواهم یار گردان سویش شوم
هزار تیغ گر بر جانم نشیند رواست
که فرمانبر فرمان گویش شوم

کوچکی نمایم و کوچکی نمودنش سزاست
گر سالها درگه کش درگه شوم رواست
آئینه چون او باشد و سرلوحه او دهد
هر آنچه گوید و نویسد سزا ست

جان، پای بوس جان نثار اشاراتش
کام جذبه سرای صد تیر نگاهش
دفتر عشق چو ن سوز ورق زند
پر زِ پرتو جان سوز غمگسارانش

نازک میخا

تقدیم چند شاخه گل محمّدی تقدیم به فطر فطرتتان که بدرخشد بر آسمان پر ستاره:


امام جعفرصا دق (ع):
تكميل روزه به پرداخت فطريه هست، همچنانكه صلوات بر پيامبر (ص)، كمال نماز است.
وسائل الشيعه، ج6، ص221، ح5

حضرت علي ( ع ) :
شروبدي به طورطبيعي درسرشت هر انساني وجود دارد، اگرآدمي بر آن غلبه كند و طبع سركش خود را مهار نمايد تمايلات بد و مخرب در پس پرده پنهان خواهند ماند، و اگر بر طبيعت خود غلبه نكند و به مهار كردن تمايلات نارواي خويش نائل نگردد، شرور و خطرات،آشكار خواهند شد.
غرر الحكم ، ص 105

حضرت امام محمّد باقر ( ع ):
دين حنيف فطرت است، فطرتي كه خداوند در نهاد تمام افراد بشر آفريده است. خداوند انسان را با فطرت معرفت خويش خلق كرده است.
بحار، جلد 2، ص 87 و 88

امام جعفرصادق ( ع ):
خداوند تمام برگزيدگان خود را مأموريت داد كه مردم را به راستگوئي و اداء امانت كه نداي فطرت است دعوت نمايد.
سفينه، « صدق »، ص 18

حضرت امام جعفرصادق ( ع ):
( دين حنيف چيست ؟ )
فطرت است، فطرتي كه خداوند مردم را با آن آفريده است، فطرت مردم بر معرفت الهي است.
بحار 2، ص 87

امام جعفر صادق ( ع ) :
امام صادق (ع) در تفسير آيه فطرت فرموده است كه خداوند بشر را با فطرت خدا پرستي آفريده.
بحار، جلد 2، ص 87 و 88

حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمودند:
دلهاي مردم با اين تمايل فطري آفريده شده است كه نيكي كنندگان به خود را دوست داشته باشند و بد كنندگان به خويش را دشمن دارند.
تحف العقول ، ص 37

حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمودند :
هر مولودي با فطرت مذهبي و معرفت الهي متولد مي شود كه پدر و مادر او را به آئين يهوديت و نصرانيت بار مي آورند .
((مفاد حديث اين است كه اساس اوليه پذيرش دين در فطرت تمام كودكان بشر وجود دارد.))
بحار ، جلد 2 ، ص 87 و 88

حضرت امام علي ( ع ) :
به پيامبر (ص) عرض شد: آيا در مال،حقي( براي ديگران ) جز زكات هست ؟ پيامبر فرمود: آري، نيكي كردن ( با مال) نسبت به بندگان آن گاه كه روبگردانند، و رسيدگي به همسايه مسلمان.
به من ايمان نياورده است كسي كه با سيري، شب را به سر آرد و همسايه مسلمان او گرسنه باشد …
أمالي الطوسي 2 / 134





ادامه مطلب
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

زمزم معرفت علی سردار انسانیّت چهارشنبه چهارم آبان 1384 5:58 قبل از ظهر
عدم پرداختن به تربیّت نفس اولین عامل رکود انسان از بهشت بود، همان موجب غفلت قاتل سردار انسانیّت گشت،همان که زمزم معرفتش تشنگان حقیقت را سیراب می سازد، به کنار چشمه زمزم معرفتش می نشینیم تا جرعه ای از آن را به جان خردمان تقدیم نمائیم، تا زلال سخنش بر جان دل نشیند و پیمانه طهورای عشق را سرمست وجود گرداند تا پیش حوض کوثر جودش باران رحمت بنوشیم، قلم دیگر طاقت درازای سخن ندارد، پس بنوشید جام عشق ازلی را که وجود را سرشار از مهر رخ اندیشه اش گرداند:
حضرت علی (ع) می فرمايد:" به هر نسبت كه دانش آدمی زيادتر می شود توجّه خود را به نفس خويش افزون می كند، و برای نيل به سعادت و صلاح، سعی و كوشش خود را به كار می اندازد. "
مستدرك 2، ص310
حضرت علی ( ع ) فرمودند :ای مردم خودتان تأديب نفس خويش را عهده دار شويد و از عادات ناپسندش باز گردانيد.
نهج البلاغه، كلمه 351
حضرت علی ( ع ) :
آن كس كه دوست دارد بدون ثروت، غنی باشد و بدون سلطنت عزيز باشد و بدون عشيره و خانواده تنها نباشد البته بايد از ذلت گناهگاری خارج گردد و به محيط عِزّ اطاعت الهی وارد شود.
غرر الحكم ، ص 692
حضرت علي ( ع ) فرمودند :
در دلهای بشر، خاطرات بد و خواهشهای زشت پديد مي آيد، عقل است كه از اِعمال آن خاطرات جلوگيری می كند و بشر را از بدكاری و گناه محافظت می ناميد.
غرر الحكم ، ص 581
امام علی (ع):
اصلاح کردن نیکان با گرامی داشتن آنهاست و اصلاح کردن بدکاران با تأدیب آنهاست.
بحارالانوار، ج78،ص82،ح81.

حضرت علی ( ع ) فرمودند :
نفس اماره بشر بر اساس هوي و تمايلات ناروا، خاطراتي در خود مي پرورد، و عقل مصلحت انديش مانع اجراء آن خاطرات مي شود و آدمي را از اِعمال تمنيات خود باز مي دارد.
تحف العقول، ص 96
امام علی (ع):
هر که به آداب خداوند بزرگ مؤدب شود او را به رستگاری جاوید رساند.
بحارالانوار، ج104، ص214، ح13

امام علی (ع):
هر که مطابق ادب و تربیّت خداوند اصلاح نشود طبق ادب خویش ( نیز) درست نگردد.
غررالحکم، ح9001.
امام سجّاد (ع):
خدای من! با کیفر خود مرا ادب مفرما و به مکر خودت گرفتارم مکن.
افبال الاعمال، ج1، ص157.
حضرت علي ( ع ) :
بدی و بد خواهي كه ناشي از هواي نفس و حس درنده خوئي بشر است همواره در نهاد همه انسانها به طور پنهاني وجود دارد . اگر آدمي با نيروي ايمان و صفات انساني بر آن غلبه كند تمايل بدی به ضمير باطن رانده مي شود و همچنان پنهان مي ماند . و اگر نتوانست بر كشش حيواني خود پيروز گردد تمايل بدي بروز
مي كند و از پس پرده اختفاء بيرون مي آيد .
فهرست غرر، ص 173
حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: نفس خود را در پرتو عملکرد آن بسنجید و با به جا آوردن واجبات و بهره گیری از این سرای فانی برای آن سرای باقی، نفس خویش را محاسبه کنید و پیش از آن که برانگیخته شوید، توشه برگیرید و آماده شوید.
شرح غررالحکم، ج3، ص413
حضرت علی ( ع ) :
عقل شمشير بُرّاني است از آن استفاده كنيد و با هواي نفس خود بجنگيد.
نهج البلاغه، فيض، ص 1275
حضرت علي ( ع ):
نفس سركش آدمي رها و خود سر است، ولي دست نيرومند عقل به شدت زمامش را می كشد و از اعمالي كه مايه نحوست و بدبختي است بازش مي دارد.
فهرست غرر، ص 257
حضرت علی ( ع ) :
كسی كه عقل خودرا برهوای نفس خويش مقدم بدارد اعمال و كوششهای او همواره نيكو و پسنديده خواهد بود.
غرر الحكم ، ص 645
حضرت رسول اكرم( ص ) فرمودند :
وقتي خبر حُسنِ خُلق و درستكاري مردي به شما مي رسد تنها به آن قانع نشويد، بلكه خوبي عقل و فكرش را ببينيد و مقدار درك و فهمش را در نظر آوريد، زيرا پاداش عمل هر كسي به مقدار عقل او است.
كافي 1 ، ص
امام جعفرصادق ( ع ) فرمودند :
از آن چه براي جانت زيان بخش است اجتناب نما پيش از آنكه مرگت فرا رسد، و در راه آزاد كردن نفس خويش از قيود سيّئات اخلاقی كوشش نما همان طور كه براي معاش خود تلاش مي كني، چه آنكه خودت و جانت در گرو اعمالي است كه انجام مي دهي.
وسائل، جلد 4، ص 40
حضرت علی ( ع ) فرمودند :
دنيا برای تودو روز است. يك روز به نفع تو و طبق تمايلات تو است ويك روز به ضرر تو و بر خلاف خواهشهاي تو است. روزي كه به نفع تو است و نعم الهي را در اختيار داري طغيان و سر كشی منما، و روزي كه به ضرر تو است و گرفتار ناملايماتی، صابر و برد بار باش.
نهج البلاغه ، كلمه 390
حضرت علی (ع):
از كمال سعادت اين است كه آدمي در راه اصلاح جامعه سعی و مجاهده نمايد. كسی كه اندرز و نصيحت را بپذيرد از رسوائي مصون خواهد ماند.
(غررالحكم، ص 73، ص650.)
امام علی (ع):
هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند، رستگار شود.
مستدرک الوسائل،ج12،ص151
حضرت امام علي ( ع ) :
هر كه نهان خود را اصلاح نمايد، خدا آشكار او را نيكو فرمايد، هر كس به كار دينش پردازد خدا كار دنياي او را درست سازد، و هر كه ميان خود و خدا را به صلاح آرد، خدا ميان او و مردمان را نيكو دارد.
نهج البلاغه، قصار الحكم 423
امام علی (ع) :
هر کس تو را پند دهد، به تو نیکی کرده است.
غررالحکم و درالکلام، ح7924

كافي است كه واقعه گذشته، ما را بر معيار ديگر قضايا آگاه سازد، و كافي است كه خردمندان از تجاربي كه اندوخته اند عبرت بگيرند و آنها را سر مشق ‎آينده خويش قرار دهند .
شرح ابن ابي الحديد،جلد20،ص273،كلمه163

از آنان مباش كه
… آن چه را مايه عبرت است وصف كند و خود عبرت نگيرد، و در اندرز دادن مبالغه كند، و خود اندرز نپذيرد. در گفتن، بسيار گفتار، و در عمل، اندك كردار. در آن چه نا ماندني است خود را بر ديگري پيش دارد، و آن چه را ماندني است آسان شمارد. غنيمت را غرامت پندارد و غرامت را غنيمت انگارد.

نهج البلاغه ، قصار الحكم 150
کسی که ارزش خود را بشناسد خود را با امور فناپذیر خوار نمی کند.

غررالحکم،ودرالکلام،8628
در هیچ واجبی کوتاهی نباید و در هیچ مستحبی سخت گیری نشاید.
تحف العقول، ص174
نازک میخا
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

چندشاخه گل محمّدی یکشنبه یکم آبان 1384 2:32 قبل از ظهر
قدر است و قدر اعجاز لطف خدا برزمین، خدای مهربان بندگانش را بدون آگاهی رها نساخت، به او آیات نورش را نازل نمود تا چراغ راهش شود و عقل داد و نعمتها، که با همّت خود از آن بهرها برد و این چند شاخه گل تقدیم دوستاران حق می شود تا درخشش نور را با نگاه و تدبرشان در هم آمیزند و جام بصیرتشان سرشار از پیمانه نور شود و از لطافت گلهایش، خود را همچنان مدهوش اوامر و فرامین الهی نمایند. به امید آنکه راه یافته مرحله ی خلیفه اللهی مراتب بندگی شده و سر به سجده دوست گذاریم به امتنان و نگاهمان رابه راه او و به شکرانه نعمتهایش قدر بدانیم و وجودمان را سرشار از لطفش قدرشناس رحمتش گردانیم..


امام سجاد(ع): "آيات قرآن گنجينه هستند، پس هر گاه اين گنجينه را گشودی به آن درست نگاه كن كه در آن چيست؟"
اصول كافی، ج4، كتاب فضل القرآن

حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمودند : بزرگترين آيه در قرآن كريم، آيه الكرسي است.
تفسير روح المعاني ، جلد 3 ، ص 10

حضرت محمّد ( ص ) :
دهانتان را با مسواك كردن، پاكيزه داريد كه دهان مجرای تلاوت قرآن است.
كنز العمال 1 / 603

حضرت امام علي ( ع ) :
دنيا آنان را خواست و آنان دنيا را نطلبيدند، اسيرشان كرد و خود را از آن باز خريدند. امّا شب هنگام بيدارند و قرآن را جزء جزء با تأملّ و درنگ بر زبان دارند.
نهج البلاغه ، الخطبه 193

حضرت علی (ع): "و آنچه قرآن از وصف پروردگار به تو می نمايد بپذير و نور هدايت قرآن را چراغ راه خود گير و از آنچه شيطان تو را به دانستن آن وادار می كند و كتاب خدا آن را بر تو واجب نمی شمارد و در سنت رسول و ائمه هدی نشانی ندارد، دست بدار."
نهج البلاغه


حضرت علی (ع): "و همانا خدای سبحان كسی را به چيزی چون قرآن كه ريسمان استوار خداست و مصون از خطاست، پند نداده است." نهج البلاغه

حضرت علی (ع): آنچه پيش از شما و بعد از شماست و نيز دستور زندگی شما در
قرآن است.
نهج البلاغه

حضرت محمد(ص):
با قرآن مأنوس شويد و آن را پيشوا و رهبر خويش قرار دهيد. همانا كه قرآن گفتار پروردگار جهان هاست.
نهج الفصاحه
قرآن:
و ما در اين قرآن ( عظيم ) برای هدايت مردم هر گونه مثل زديم ( و حقايق را به مثال روشن كرديم ) و اگر تو بر اين مردم، هر گونه معجزه و آيتي بياوری، باز محققا از روی عناد خواهند گفت: شما مسلمين خلق را به باطل (و اوهام) مي خوانيد.
سورهروم آیه 85

حضرت محمد(ص):
هر كس قرآن را چنان بخواند كه آن را به خاطر بسپارد و از ياد نبرد، خداوند او را وارد بهشت كند و شفاعتش را در مورد ده نفر از خانواده اش، كه ( در اثر گناهان ) آتش بر همة آنان لازم شده است، خواهد پذيرفت.
وسائل، 6/169

حضرت محمد(ص):
نگاه كردن به سه چيز عبادت است:صورت پدر، قرآن و دريا

حضرت محمد(ص): هركس قرآن را پيشواي خود قرار دهد، او را به بهشت رهبری مي كند و برای هر كس كه آن را بشناسد، راهنمايي به نيكي است.

حضرت محمد (ص):
قرآن را با صوتهای خود نيكو سازيد، كه صوت زيبا بر زيبايي قرآن مي افزايد.

حضرت محمد(ص):
بهترين شما آن كسان اند كه قرآن را فرا گيرند و به ديگران تعليم دهند.

امام صادق(ع):
سه چيز به خدا شكايت مي كنند:
1. مسجد خرابي كه اهلش در آن نماز نخوانند. 2. دانشمندی كه بين نادانان است. 3. قرآن رها شده كه خاک بر آن نشسته و خوانده نمي شود.
وسائل الشيعه، ج3، 484

حضرت محمد(ص):
خانه های خود را به خواندن قرآن روشن كنيد. چون تلاوت قرآن در خانه اي زيادشود،خير آن افزايش پيدا نمايد.

حضرت محمد(ص):
دلها مانند آهنگ زنگ مي زنند.گفتند: سيقل آن چيست؟ فرمود: ياد مرگ و خواندن قرآن اهل آن خانه را برخوردار مي سازد و آن خانه به اهل آسمان نور مي دهد، همان گونه كه ستاره های آسمان به اهل زمين نور مي دهند.

قرآن را جز پاكان لمس نمي كنند.
سورة واقعه، آية79

قرآن:
قرآن را با تر تيل بخوانيد.
سورة المرسل، آية4

آيا در قرآن تدبرنمي كنند يا اينكه بر قلبهايشان مهر زده شده است؟
قرآن، سورة محمد، آية 24
حضرت علي ( ع):
راه ظاهر قرآن زيباست. باطن آن ژرف و ناپيداست. عجايب آن سپري نگردد. غرايب آن به پايان نرسد و تاريكي ها جز بدان به پايان زدوده نشود.
نهج البلاغه
حضرت علي (ع):
آنچه پيش از شما و بعد از شماست و نيز دستور زندگي شما درقرآن است. نهج البلاغه
حضرت علي (ع):
و همانا خدای سبحان كسي را به چيزی پند نداده است و چون قرآن كه ريسمان استوار خداست و مصون از خطاست.
نهج البلاغه

حضرت علي (ع): پس در شمار گروندگان قرآن باشيد و پيروان آن؛ و قرآن را دليل گيريد،بر شناخت پروردگارتان و آن را نصيحت گوي خود شماريد و رايهايتان كه با قرآن سازگار نيست متهم داريد. نهج البلاغه
حضرت محمد(ص):
نگاه كردن به سه چيز عبادت است:صورت پدر، قرآن و دريا

حضرت محمد(ص):
هركس قرآن را پيشوای خود قرار دهد، او را به بهشت رهبری مي كند و براي هر كس كه آن را بشناسد، راهنمايي به نيكي است.

حضرت محمد (ص):
قرآن را با صوتهاي خود نيكو سازيد، كه صوت زيبا بر زيبايي قرآن مي افزايد.

حضرت محمد(ص):
بهترين شما آن كسان اند كه قرآن را فرا گيرند و به ديگران تعليم دهند.

امام صادق(ع):
سه چيز به خدا شكايت مي كنند:
1- مسجد خرابي كه اهلش در آن نماز نخوانند. 2. دانشمندي كه بين نادانان است. 3-قرآن رها شده كه قرآن بر آن نشسته و خوانده نمي شود.
وسائل الشيعه، ج3، 484


حضرت محمد(ص):
خانه هاي خود را به خواندن قرآن روشن كنيد. چون تلاوت قرآن در خانه اي زيادشود،خير آن افزايش پيدا نمايد.

حضرت محمد(ص):
دلها مانند آهنگ زنگ مي زنند.گفتند: سيقل آن چيست؟ فرمود: ياد مرگ و خواندن قرآن اهل آن خانه را برخوردار مي سازد و آن خانه به اهل آسمان نور مي دهد، همان گونه كه ستاره هاي آسمان به اهل زمين نور مي دهند.


حضرت علي ( ع ) :
حق فرزند به پدرش اين است كه او را به اسم خوب نام گذاري كند و به خوبي، ادب و تربيتش نمايد و به وي قرآن مجيد را تعليم دهد. نهج البلاغه ، فيض ، ص 1264

قرآن:
ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است برای هدايت بشر و برای راهنمائی و امتياز حق، از باطل پس هر که دريا بد ماه رمضان را روزه بدارد و هرکس ناخوش يا در سفر باشد به شماره آنچه روزه خورده است از ماههای ديگر روزه بدارد و هر کس نا خوش يا در سفر باشد به شماره آنچه روزه خورده است از ماههای ديگر روزه دارد که خداوند برای شما حکم را آسان خواسته و تکليف را مشکل نگرفته است تا اينکه عدد روزه تکميل کرده خدا را به عظمت ياد کنيد که شما را به دين اسلام هدايت فرمود، باشد که از اين نعمت بزرگ سپاسگزار گرديد.
بقره، ص185

امام جعفرصادق ( ع ) : در شب نوزدهم ماه رمضان، تقدير، و در شب بيست و يكم، قضا، و در شب بيست و سوم، تصويب اموری است كه در طول سال تا شب قدر آينده تحقق خواهد يافت و خداوند (بزرگ ستايش ) هر چه برای خلقش خواهد، آن كند.

الوسائل 4، / 261

امام جعفرصادق (ع): آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است،در آن سال برنامة سال آينده نوشته مي شود.
وسائل الشيعه، ج7، ص258

امام محمّد باقر ( ع ) : كسي كه شب قدر را (( با دعا و عبادت خدا )) زنده دارد، گناهانش آمرزيده شود، چه به عدد ستارگان آسمان و سنگيني كوه ها و وزن درياها باشد.
البحار 98 / 168

حضرت محمّد: هر که از روی ايمان و برای رسيدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت گذراند، گناهان گذشته اش آمرزيده می شود.
فضائل الاشهر الثلاثه، ص136


حضرت رسول اكرم ( ص ): اي علي ! براي آن چه كه در اين ماه براي تو روا شمرده مي شود
مي گريم، گويا تو را مي بينم كه براي پروردگارت نماز مي گذاري و شقي ترين پيشينيان كه هم پايه پي كننده ناقه ثمود است ، بر مي خيزد و چنان ضربتي بر سر تو مي زند كه محاسنت را به خون رنگين مي سازد.
البحار 96 / 358

امام محمّد باقر ( ع ) : اين سخن پروردگار: «و از ميان مردم، كسي است كه جان خود را براي طلب خشنودي خدا مي فروشد و خدا نسبت به {اين} بندگان، مهربان است» در حق علي بن ابي طالب (ع) نازل شد و آن هنگامي بود كه علي (ع) جان خود را نثار خدا و پيامبرش كرد و شبانگاه چون كافران قريش در پي دستگيري (و قتل) پيامبر (ص) بر آمدند، در بستر آن حضرت بخفت.
البرهان 1 / 206

حضرت علي(ع): آن كس كه قدر و ارزش خود را نشناخت، هلاك گرديد و سقوط كرد.
حكمت 149 نهج البلاغه معجم المفهرس

حضرت علی ( ع ) :
امور نا چيز و پست را ناديده انگاريد و بدين وسيله قدر و منزلت خود را در جامعه، بزرگ و پر ارزش كنيد.
تحف العقول، ص 366

حضرت امام جواد ( ع ) : دين شناسی، قيمت هر متاع گران قدر و نردبان ترّقی برای وصول به هر مقام بلندی است.
بحار ، جلد 1 ، ص 67

نازک میخا



نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |