تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
قدم طلائی هشتمین امام دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 3:31 بعد از ظهر
سلام بر چرخش آفتاب که بدرخشید برسرزمین ما، نه به دل خویش که به قدر آمد، آن تاجنشان سرزمین خورشید. کدامین دعا نگاه خورشید را بر سرزمین ما ورق زد، جمال کلامش بی نهایت آفتابی بود، چون سرّ خوبان دلنوازی می نمود، دلنوازان را چون خود آفتابی می نمود. از ازل بر ما تابید مهر ازل، لحظه ای که قدم طلائیش اذن ظهور داده شد.
گر چه شأن مقام بزرگیش ندانستند، امّا فیض رسان صحرای خردمندی خردمندان شد که برنجش رفتار بدو نمودند و رحمتش دریغ ننمود و این شد نقطه آغاز جوشش فیض در سرزمین صحرائیان بی نوا.
میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک نبوت بر شما مبارک ، باشد که رهروش باشید .

چند شاخه طلائی تقدیم شما که دوستدار کلام خورشیدی آن امام همام هستید که آفتابی شود جان فکرتان و زنده شود جان روحتان که زندگی بخش هر حق جوی حقپوئیست.

حضرت امام رضا ( ع ) فرمودند :
عقل عطيه الهي است وادب و تربيت نتيجه مشقّت. آنكس كه درراه فراگرفتن ادب به مشقّت و زحمت تن دردهد پيروز مي شود وسرانجام مؤدب ميگردد، و آن كس كه درراه ازديادعقل خدادادكه جزء سرشت آدمي است سعي ومجاهده نمايدجز برنادانی خودنيفزوده است.
كافي 1 ، ص 24

امام رضا ( ع ) فرمودند : علم گنجينه هاي كمال است و كليدهای آن گنجينه ها پرسش كردن است.
عيون اخبار الرضا باب 30

امام رضا ( ع ) فرمودند :
نصف عقل آدمي اظهار دوستي و محبت نسبت به عموم مردم است .
وسائل ،3 ، ص 207

حضرت امام رضا ( ع ) :
خداوند به واسطه علم اقوامي را سر بلند مي كند و آنان را در خير پيشوا قرار مي دهد ، كه از آثار آنها اقتباس مي شود و به كردار آنها مردم راه مي يابند، و به رأی و نظر آنها منتهي مي شوند.
البحار 1 / 171

امام رضا ( ع )
حسين بن خالد مي گويد :
به حضرت رضا (ع) عرض كردم معني كلام خدا « وَ لا يَشْفَعونَ اِلّا لِمَن اِرْتَضي » چيست ؟ در جواب فرمود : مردان الهي شفاعت نمي كنند مگر از كسي كه خداوند از دين او راضي باشد .
بحار ، جلد 3 ، ص 299

امام رضا ( ع ) فرمودند :
رسول اكرم (ص) روايت كرده كسي كه به شفاعت من ايمان نياورد خداوند او را به شفاعت من نائل نسازد.
بحار 3، ص 299
حضرت امام رضا ( ع ) :
خداوند عزوجل تن آدمي را به دردي گرفتار نكرد مگر اين كه براي آن دارويي قرار داد كه بدان درمان شود، و برای هر نوع درد، دوايي خاص و چاره و نشانی است.
رساله طب الرضا 10
حضرت امام رضا ( ع ) :
بر شما باد به تقواي خدا و پارسايي و كوشش در طاعت و بندگي و اداي امانت و راستگويي و حسن همجواری كه اساس رسالت پيامبر اسلام (ص) است .
البحار 78 / 348

امام رضا (ع):بدانيد كه پس از ايمان به خدا و پذيرش حقوق اولياي خدا او از آل محمد(ص)، هيچ عملي شكر آميز نزد خداوند متعال محبوبتر از ياري رساني در امور دنيوي برادران مؤمنتان نيست، چه اين كه دنيا براي ايشان راهي به سوي بهشت پروردگارشان است. بي شك آن كه چنين كند از خاصان درگاه خداوند تبارك و تعالي مي باشد. البحار78/355
امام رضا ( ع ):هيچ انديشه اي با انديشه امام موسي كاظم ( ع )، برابری نمي كرد و ( با اين حال ) چه بسا با يكي از خادمان سياه خود مشورت میكرد.
مكارم الاخلاق، ج2، ص99
حضرت امام رضا ( ع ) :همانا مردم به حج امر شده اند به منظور ورود به ميهماني خداوند عزوجل و افزون خواهي ( از عنايات او ) و بيرون آمدن از گناهاني كه بنده مرتكب شده است.
الوسائل 8 / 7
حضرت امام رضا(ع):عبادت، به بسياري نماز و روزه نيست، و همانا انديشيدن در كار خداوند عزوجل است.
كافي، ج 2، ص 408

امام رضا (ع):دشوار ترين عبادت تقوی و پرهيزكاری است.
تفسير نورالثقلين، ج1، ص30

امام رضا ( ع ) فرمودند : از لذايذ دنيوي نصيبي براي كاميابي خويش قرار دهيد و تمنيات دل را از راه هاي مشروع بر آوريد ، مراقبت كنيد در اين راه به مردانگي و شرافتتان آسيب نرسد و دچار اسراف و تند روي نشويد . تفريح و سر گرميهاي لذت بخش شما را در اداره زندگي ياري مي كند و با كمك آن بهتر با امور دنياي خويش موفق خواهيد شد .بحار 17 ، ص 208

امام رضا ( ع ) فرمودند :
منزّه است خداوندي كه به قدرت خود موجودات را آفريده و با حكمت خود نظام آفرينش را متقن و محكم ساخته و با علم خويش هر چيزی را در جاي خويش قرار داده است .
بحار 2 ، ص 129

امام رضا ( ع ) فرمودند:كسي كه به زبان طلب آمرزش كند و در دل از گناهان خود پشيمان نباشد خويشتن را مسخره كرده است .
مجموعه ورّام ، جلد 2 ، ص 110
امام رضا(ع):انگيزة خواندن خطبه درنماز جمعه آن است كه چون روزِ حضور عمومي است، اسلام خواسته تا فرماندار ( نمايندة دولت اسلامي، وسيله اي(تريبوني)، داشته باشد، براي موعظة مردم و تشويق آنان به اجراي قوانين و اطاعت از دستورات الهي و پرهيز از نافرماني (قانون شكني) و معصيت و هعمچنين بتواند از اين طريق مردم را در جريان برنامه ها و تصميمات متخذة مربوط به دين و دنياي آنها قرار دهدو از آنچه در جهان مي گذرد،( و بنحوب با حيات مسلمين ارتباط دارد) و از حوادث و پيش آمدها ئي كه ضرر يا منفعتي براي آنها دارد،آنانرا مطلع نمايد.
وسائل الشيعه، ج5، ص40
امام رضا ( ع ) در این باره می فرمایند:
گناهان صغیره راهی به سوی گناهان کبیره اند و کسی که در برابر خدا از گناه کمترین ترس نداشته باشد، در
( گناه) زیاد از او ترسی ندارد.
بحارالانوار، ج73، ص146،ح94

امام رضا (ع):
هر که به زبانش آمرزش بخواهد و در دلش از ( گناه خود ) خود پشیمان نباشد، خودش را ریشخند کرده است.
بحارالار، ج78، ص365،ح11

كسي كه به زبان طلب آمرزش كند و در دل از گناهان خود پشيمان نباشد خويشتن را مسخره كرده است .
مجموعه ورّام ، جلد 2 ، ص 110

حج، آمرزش گناه:
حضرت امام رضا ( ع ) :
همانا مردم به حج امر شده اند به منظور ورود به ميهماني خداوند عزوجل و افزون خواهي ( از عنايات او ) و بيرون آمدن از گناهاني كه بنده مرتكب شده است.
الوسائل 8 / 7

زندگی امام رضا (ع)
ابراهیم بن العباس نقل می کند: هرگز ندیدم که امام رضا (ع) به کسی سخن تندی بگوید، و یا پیش از آنکه سخنش تمام شود سخن او را قطع کند. اگر می توانست حاجت کسی را برآورد هرگز او را دست خالی بر نمی گرداند؛ هیچگاه در برابر کسی پای خود را دراز نمی کرد، و چنانچه کسی در حضور اونشسته بود، تکیه نمی کرد. هرگز ندیدم که به یکی از غلامان و خدمتکارانش ناسزا بگوید؛ هرگز نیدم که آب دهان بیندازد، و یا هنگام ختدیدن قهقهه سر دهد، بلکه خنده اش تبسّم بود هر گاه سفره اش را پهن می کرد، غلامان و خدمتکاران خود و حتّیدربان (و) مِهتر اسبان را با خود سر سفره می نشاند.
عیون اخبارالرّضا(ع)، ج2، ص184، ح7.

امام رضا (ع):
انسان پیمان شکن از پیشامد بد در امان نیست.
بحارالانوار، ج67، ص186، ح4،7

امام رضا (ع):
هر که در قبال خوبی مردم تشکّر نکند، از خداوند عزّوجل تشکّر نکرده است.
عین اخبارالرّضا(ع)ج2،ص24

امام رضا (ع):
از مانیست کسی که همسایه اش از شرّ او در امان نباشد.
عیون اخبار الرّضا، ج2،ص24،ح2

امام رضا (ع):
به کودک دستور بده، که با دست خودش صدقه بدهد گرچه یه اندازۀ تک،ه نانی یا یک مشت از چیزی باشد، زیرا هر چیزی که در راه خدا داده شود اگر با نی،ت پاک صورت گیرد، هر چند کم باشد بسیار زیاد است.
کافی، ج4، ص4،ح10

امام رضا (ع):
هر که می خواهد تندرست و دارای بدنی لاغر و چابک باشد از شام شبش کم کند.
بحارالانوار، ج62،ص324

امام رضا (ع):
در اخبار ما نیز همچون قرآن محکم و متشابه وجود دارد، پس اخبار متشابه ما را به محکمات آن ارجاع دهید و بدون توجّه به محکمات آن را از متشابهاتش پیروی مکنید که گمراه می شوید.
عیون اخبالرّضا، ج1،ص290،ح39

حضرت امام رضا ( ع ) فرمودند:
وحشت بارترين مواقع براي اين مردم، روز ولادت كه از شكم مادر خارج مي شوند و دنيا را مي بينند. روزي كه
مي ميرند و عالم بعد از مرگ و اهل آن را مشاهده مي كنند، و روزي كه دوباره زنده مي شوند، به صحنه قيامت قدم مي گذارند و احكامي را مشاهده مي كنند كه در دنيا نديده اند. و خداوند سلامت حضرت يحيي را در اين سه روز اخبار نموده و حضرت مسيح در اين سه مرحله براي خويشتن سلامت خواسته است.
تفسير برهان، ص 656
حضرت امام رضا ( ع ):
هر گاه مردم به چپ و راست روي آورند، تو بر راه ما پايبند باش كه هر كه ما را همراه باشد، همراه او خواهيم بود.
و هر كس از ما كناره گيرد، از او كناره گيريم.
البحار 2 / 115
حضرت امام رضا ( ع ) :
رسول خدا (ص) فرمود: هر كه با مردم آمد و شد كند بي هيچ ستم، و با ايشان سخن گويد بي هيچ دروغ، و با آنها وعده گذارَد بي هيچ پيمان شكني، از كساني است كه جوانمردي در او كمال يافته و دادگري اش آشكار شده و برادري با او بر همه بايسته است و غيبتش بر همه، حرام.
البحار 75 / 252

امام رضا ( ع ):
هر كس در ملاقات با مسلمان بينوايي بر خلاف سلامي كه با اغنيا مي كند سلام گويد، روز قيامت با خشم خداوند رو به رو خواهد شد.
مسند الامام الرضا (ع) ، 1 / 270

امام رضا ( ع ) فرمودند :
نصف عقل آدمي اظهار دوستي و محبت نسبت به عموم مردم است .
وسائل 3 ، ص 207

حضرت امام رضا ( ع ) :
خداوند به واسطه علم اقوامي را سر بلند مي كند و آنان را در خير پيشوا قرار مي دهد ، كه از آثار آنها اقتباس ميشود و به كردار آنها مردم راه مي يابند، و به رأي و نظر آنها منتهي مي شوند.
البحار 1 / 171

امام رضا ( ع ) فرمودند :
علم گنجينه هاي كمال است و كليدهاي آن گنجينه ها پرسش كردن است.
عيون اخبار الرضا باب 30

امام رضا ( ع ) فرمودند :
نصف عقل آدمي اظهار دوستي و محبت نسبت به عموم مردم است .
وسائل ،3 ، ص 207

حضرت امام رضا ( ع ) فرمودند :
خداوند شراب را حرام كرده است براي آنكه شراب مايه فساد است. به علاوه عقل را از درك حقايق ساقط مي كند و آدمي را در مواجهه با مردم بي شرم و حيا مي نمايد.
مستدرك 3 ، ص 137

امام رضا (ع):
بخل آبرو را بر باد می دهد.
بحارالانوار، ج78، ص357، ح2






نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

کودکی یک عارف2 یکشنبه سیزدهم آذر 1384 10:7 قبل از ظهر
کودکی بر دستان برادرانش که آنها هم کودکانی بزگتر بودند نگاه می نمود، که چگونه برای بازی خود چرخهای گاری را به کار می گذارند و گاری را آماده می نمایند. برادرانش کارهایشان تمام شد و گاریشان برای بازی آماده شد، سواری خوردن هم برای آن کودکان به اندازه کاری که با دست خود درست می کردند و سوارش می شدند ذوق و شوق داشت و کودک عارف ما کناری نظارگر کار برادرانش بود تا نوبت رسید به سواری دادن یکدیگر ، یکی سوار می شد بر گاری و دیگری گاری را حول می داد، چه ذوق می نمودند بر گذر بازیهای کودکی. کودک عارف ما طاقتش تاب آمده بود که چرا نوبت من نمی شود، به خواهر بز گش شکایت آنها را نمود و گفت: به اینها بگو بگذارند من هم سوار شوم، خواهر برزگ گفت : سوارش کنید، مگر نمی بینید این از شما کوچکتر است؟ امّا پسران خودخواه و بازیگوش گوششان بدهکار نبود که او را سوار نمایند . کودک عارف هی حرص می خورد و می گف: مگر نشنیدید او چه گفت: اینها را گفت که بگذارید من هم سوار شوم. امّا نخیر ، پسرکان بازیگوش به کار خودشان ادامه دادند. کودک عارف ما گفت: خوب حالا که حرف گوش نمی دهید ، می دانم چه کار کنم، تا آمد برادر بزرگتر را صدا بزند، برادرهای دیگر گفتند نه نه یه کمی دیگه صبر کن دور بعدی تو را سواری می دهیم، او گفت از بس صبر کردم علف زیر پایم سبز شد. برادران دست از بازی کشیدند و راضی شدند تا او را سواری دهند. کودک عارف سوار شد ، نسیم صورت او را نوازش و شوق سواری خوردن می نمود، .. تا صدای پدر بزرگ را شنید که با مادر و پدرش احوالپرسی می کند، سؤال کرد این صدای بابا بزرگ شیرازی هست، طاقت نیاورد بیشتر سواری بخورد، به برادرش گفت: نگهدار، می خواهم بابا بزرگ رو ببینم. بابا بزرگ شیرازی مردی قد بلند چهارشانه و لاغر اندام بود که همیشه یک پاکت نقل توی جیبش داشت، نقل خراش و نقلهای رنگی و بزرگ و کوچک دیگر که طعم بیدمشکش کودک عارف ما را محو حرفهای بابا بزرگش می نمود، بخصوص که بعد از نماز ازرروی جانمازش اون نقلهای قشنگ را بر می داشت و
می خورد و به حرفهای بابا بزرگ گوش می داد و از او صد تا سؤال می پرسید، البته کم کم، تا بابا بزرگ گفت:
می خواهم فردا ببرمت زیارت، فردا صبح بعد از صبحانه کودک عارف دست در دست پدر بزرگ با پای پیاده شهر شیراز را گشت، تا زیارتگاههای خیابان نمازی را تا سید علاء الدین حسین را یک به یک ببیند و زیارت نماید و عرض ادب نماید و توی راه هم هر وقت خسته می شد ، بابابا بزرگ در مغازه فالوده فروشی می نشستند و فالوده و عرق نسترن می خوردند. و از گشت و گذار زیارت طعم خوب عطر گلهای شیراز را می چیدند. اما به یکی از زیارتگاهها که رسیدند ، از سقف کوتاه در آن وارد شدند مقبره کوچکی بود و پدر بزرگ گفت در دیوار کنار این مقبره چند فرزند و خانواده امام را دفن نموده اند، آنموقع ها هر که را می فهمیدند که به امامان نسبت دارد، دستور کشتنش را می دادند، امّا نمی دانستند اگر خدا بخواهد نسل این امامان را نگه می دارد، از دست همینگونه افراد ظالم خداوند امام زمان ( عج ) را از دیده ها غیب نمود و بعد قدم زنان به شاهچراغ و سید علاء الدین حسین رفتند و در آنجاغ پدر بزرگ ایستاد و زیارتنامه را باخواند و دیگران هم نیز با او به آرامی تکرار می کردند و کودک عارف مبهوت کارهای بزرگترها زیبائی مرقد امامزاده و سقف آئینه کاری و منشور نور نهفته در آئینه ها بود.
عصر آنروز کودک عارف بعد از نماز از بابا بزرگ خواست تا داستان حافظ شیرازی و چله نشینیهای او تعریف نماید.
پدربزرگ که از خواسته نوه اش متعجب شده بود ،داستان نقل قول زبان به زبان حافظ شیرازی را برای نوه اش تعریف نمود و کودک عارف ما با دقت حرفهای پدر بزرگ را گوش می داد و لذت می برد. او روزها داستان حافظ شیرازی را در ذهنش مرور می نمود و به کارهای او فکر می کرد.

نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

موفقیّت طعم لحظات با او بودن چهارشنبه نهم آذر 1384 7:58 قبل از ظهر
زندگی فراز نشیب باورنکردنی دارد، مسائلی در خود پنهان دارد، که اگر با مسائلش آشنا نباشید،فکر آن را نمی نمائید، آنموقع یک وقت به خود می آئید و می بینید که عمری سپری شده و چه بر تو گذشته است
اما اگر خوب بیاندیشید می بینید که در آن همه لحظات بی کسی و تنهائی خداوند بهترین و مطمئن ترین یار و
راهنما و فریادرس بوده است، امّا تو گاهی او را از یاد برده ای و یا در دلت شرک خفیه بوده است، به کس دیگری می اندیشیده ای و به خدا پناه برده اید. البته همه واسطه انجام اوامر خداوند هستند و زمانی برنده لحظات زندگی هستید که لحظاتت را برای او و به یاد او سپری نموده باشید و ضرورت توجه به این معنا را درک نموده باشید، در اینصورت است که هم به امروز و هم آینده ات را یک جا زیبا نموده اید..
او کیست؟گفته هایش مثل قطره های آب زلال و بی ریا و مانند نسیم نرم و موجب فرح و شادیست و او دریائی از دوستیست. برایت هدیه غیر منتظره خوبیست، از او ناممکن ممکن می شود، اگر مطیع اوامرش باشید و قبل از آن فرکاینش را به خوبی شناخته باشید، .................لطفا دامه دهید

غمناک آن بودم که اسلام تنهاست
انقلاب اسلامی با هزاران شاهد تنهاست
چشمان دل رو به آسمان اشک می ریخت
که چرا تا منجیست، اسلام و انقلاب تنهاست
روزی خواب بیداری آمد سراغم
حضرت با همرهش گفت از دل داغم
که گر ما نبودیم در زمان حادثه
می رفت به باد ،زحمتِ رهروان در فراغم
گردیدم خرسند و پرسیدم از آن حادثه
از چند شاهد و راوی صادقه
که آیا بود حادثه ای با آن اشارات
شنیدم همان گفته ها که شنیدم از روز حادثه
به خود گفتم وای بر من که از غافلانم
از لطف یزدان چرا شکوه نمایم
که امام هست آگاه از حال زارم
باید خود را نمایم آماده، تا اسلام رایاری نمایم
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

ششمین ستاره ولایت سه شنبه یکم آذر 1384 1:59 بعد از ظهر
در آسمان وجود جود خداوند بسیار دیده ایم، امّا اندک در مورد آنها تأمّل نموده ایم، سروهای برافراشته خردمندی
و چراغان وجود که اگر پیروش بودی شما را از خود می دانند و بر سریر کمال دستگیر ت خواهند بود و آسمانت را همچنان ستاره باران نگاهشان خواهند نمود. تا کلامشان زنده است با تو خواهند بود و عطر حضورشان در زندگیت جاری خواهد بود و پشتوانه زندگی و زنده بودنت، پس شاخه گلهایشان را در گلدان خاطر خود نگاهدار و زیبا نما سرای وجود را با زیبائی نگاهشان؛ پس تقدیمت چند شاخه از آن گلهای رنگارنگ زندگی تا همیشه با غچه خردت معطر از عطر گلهایش باشد وچشمگیر نگاه وجود از جودشان.

حضرت امام جعفر صادق ( ع ):
در پيشگاه كسي كه از او دانش مي آموزيد، فروتن باشيد.
الكافي، ج1، ص36
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
كسي كه بدون بصيرت و دانائي، به كاري دست مي زند مانند مسافري است كه در بيراهه مي رود، او هر قدر بر سرعت سير خود مي افزايد به همان نسبت از جادّه دورتر مي شود.
الكافي 1، ص 43
امام جعفرصادق ( ع ):
رسول اكرم روايت كرده پنج چيز است كه تالحظه مرگ آنها را ترك نمي كنم، يكي از آنها سلام گفتن به كودكان است. در انجام اين اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتي بين مسلمين بماند و عمل كنند.
وسائل، جلد 3، ص 209
امام جعفرصادق ( ع ):
دوست ندارم جواني از شما را ببينم مگر آنكه صبح كند و رفت و آمدش در يكي از اين دو حالت باشد: يا عالِم يا محصل. كسي كه چنين نباشد در انجام وظيفه كوتاهي كرده و خود داري از اداء وظيفه، تضييع حق انسانيت است و چنين تضييعي گناه است و جايگاه گناه كار در آتش خواهد بود.
بحار، جلد 1، ص 55
امام جعفرصادق ( ع ):
روح را نتوان به سنگينی و سبكی توصيف نمود. روح، جسمی است رقيق كه قالب غليظی را چون جامه در بر نموده است. عرض شد آيا روح پس از آنكه از بدن خارج شد متلاشی می گردد، يا آنكه باقیمی ماند؟ در پاسخ فرمود: تا روزی كه در صور دميده شود همچنان باقی و پايدار خواهد بود.
تفسير صافی، ص 293
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
هر گاه بنده معصيت خدا كند و خداوند خوبي او را بخواهد ، در عالم رؤيا خواب وحشتناكي به او نشان مي دهد كه بدان سبب از آن معصيت باز مي ايستد. رؤيای صادقه يكي از هفتاد جزء پيامبری است.
البحار 61 / 167
امام جعفر صادق (ع):خواب، راحت جسم است و سخن گفتن، باعث آرامش روح است و سكوت، مایه آرامش عقل مي باشد. بحارالانوار،ج71، ص276
امام جعفرصادق ( ع ) :
كسي كه كار خود را با لطف و مدارا انجام دهد به آن چه از مردم متوقع است نائل خواهد شد.
كافي 2، ص 120
امام جعفرصادق (ع):
روش تو در كسب و كار بايد آنگونه باشد كه تلاشت بيش از كوشش انسان تنبل (كه پي كار نمي رود) و كمتر از فعاليت فرد حريص، كه خشنود و مطئن به دنياست، و در اين موضوع روش ميانه روی را پيش گير و خودت را از فرد ناتوان بالاتر بر و آنچه را كه بدان نيازمندی كسب كن.
بحارالانوار، ج103، ص33
حضرت امام جعفرصادق ( ع ): كبر نازلترين درجات كفر است.
كافی، جلد 2، ص 309
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
زراعت كنيد و درخت بكاريد. به خداي سوگند، مردم هيچ عملي حلال تر و پاكيزه تر از آن انجام نداده اند.
الكافي 5 / 260
امام جعفرصادق ( ع ) فرمودند :
از رفاقت و همبستگی سه گروه بر حذر باش. خائن، ستمكار و سخن چين. كسی كه روزي به نفع تو خيانت
می كند روز ديگر به ضرر تو خيانت خواهد كرد، كسي كه برای تو به ديگری ستم مي نمايد طولي نمي كشد به شخص تو ستم مي كند و كسي كه از ديگران نزد تو نمامي كند به زودی از تو نزد ديگران نمامی خواهد كرد.
تحف العقول ، ص 316
امام جعفرصادق (ع):
امر به تعظيم مساجد به خاطر اين است كه مساجد خانه های خدا در روی زمين است.
وسائل الشيعه،ج3،ص556. بحارلاانوار، ج84،ص6
امام جعفر صادق ( ع ) : خشم، كليد تمام بديها و شرارتهاست.
كافی، ص 303
عبد الله بن سنان مي گويد: از امام صادق (ع) پرسش نمودم كه آيا ملائكه افضلند يا بني آدم. حضرت در پاسخ از جدّش علي (ع) حديث نمود كه فرموده است : “خداوند در ساختمان ملائكه، عقل را بدون شهوت مستقر ساخته است. و در حيوانات شهوت بدون عقل. اما در اولاد آدم، عقل و شهوت را با هم و در كنار هم قرار داده است. هر انساني كه عقلش بر شهوتش پيروز گردد برتر از فرشته است و هر انساني كه شهوتش بر عقلش غلبه كند بدتر و پست تر از حيوان است.
وسائل، جلد 4، كتاب جهاد، باب وجوب غلبه العقل، ص 29
حضرت امام جعفرصادق ( ع ):
آن كس كه خاطرات شخصي خود را از دل نزدايد، و از خطرات نفساني و شهوی خويش فارغ نشود، افكار شيطانی را از خود نراند، و در پناه خداوند بزرگ نرود، شايسته نيست مردم را امر به معروف و نهي از منكر نمايد.
محجه البيضاء، جلد 4، ص 109
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
خرد، راهنما و دليل مردان با ايمان است.
كافي 1 ، ص 25
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
پنج خصلت است كه اگر كسي يكي از آنها را نداشته باشد اميد كاميابي بسيار از او نمي رود: اول وفاداری، دوم چاره انديشي، سوم شرم، چهارم خوش اخلاقي و پنجم كه همه اين خصلتها را در بر دارد آزادگی است.
جامع أحاديث الشيعه 20 / 53
امام جعفرصادق ( ع ):
خداوند امور مربوط به مؤمن را به خود او واگذار نموده ولي ذليل كردن نفس عزيز خود را به وی وا نگذارده است.
محجه البيضاء، جلد 4، ص 108

حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :ايمان با خود آرايي و آرزو مندی نيست، بلكه ايمان گوهری است كه خالصانه در دلها قرار مي گيرد و كردارهای آدمی آن را تصديق مي كند. البحار 75 / 253

امام جعفرصادق ( ع ) :خشروئی و نشاط، ريسمان مهر و مودت است.
مجموعه ورام 1 ، ص 31
امام جعفرصادق (ع):
به هنگام خطبة امام جمعه سزاور نيست كسي سخن بگويد تا آنگاه كه امام از خطبه فارغ گردد.
وسائل الشيعه، ج 5، ص29

امام جعفرصادق (ع):نماز جمعه دو ركعت است چون دو خطبة قبل از نماز به جاي دو ركعت ديگر آن است. پس در واقع آن دو خطبه جزء نماز است، تا خطيب فرود آيد.
وسائل الشيعه، ج،5 ص15
حضرت امام جعفر صادق ( ع ) :مؤمنی نيست كه مؤمن ستمديده اي را ياري دهد، جز آن كه ( پاداش آن ) برتر باشد از يك ماه روزه داري و اعتكاف در مسجدالحرام. البحار 75 / 20
امام جعفرصادق ( ع ):
فكر كن در ساختمان ميمون و اينكه بسياري از اعضايش شباهت به انسان دارد، سر و صورت، كتف و سينه، جهاز هاضمه، به علاوه هوش مخصوصي دارد كه اشارات مربي خود را درك مي كند. آدمي از اين حيوان عبرت بگيرد و بداند كه بشر از طينت حيوان ساخته شده و از جنس او است به خصوص با همه شباهتي كه بين او و ميمون است و اگر خداوند از جهت هوش و عقل و نطق به انسان برتري نمي داد آدمي نيز مانند بعضي از حيوانات بود. چيزي كه ميمون را با تمام شباهتي كه به انسان دارد از آدمي جدا می كند و او را در جهان پست حيوانی نگاه می دارد در واقع همان نقص عقل و هوش و نطق است.
بحار، جلد 2، ص 301
حضرت امام جعفر صادق ( ع ):
از مواعظ لقمان حكيم به فرزند خود اين بود كه فرزند من بدان كه فردا كه در پيشگاه الهي براي حساب ، حاضر مي شوي درباره چهار چيز از تو مي پرسند: جوانيّت را در چه راه تمام كردي ؟ عمرت را در چه كار فانی نمودی ؟ ثروتت را چگونه به دست آوردی ؟ و آن را در چه راه صرف كردی؟
كافی 2، ص 135
امام جعفرصادق ( ع ) :
لقمان به پسر خود چنين گفت:فرزند عزيزم همواره نفس خود را به اداء وظائف شخصي و انجام كارهای خويش ملزم كن. و جان خود را در مقابل شدائدي كه از ناحيه مردممي رسد به صبر و بردباري وادار نما. اگر مايلي در دنيا به بزرگترين عزت و بزرگواري نائل شوي از مردم قطع طمع كن و به آنان اميدوار مباش. پيامبران و مردان الهي با قطع اميد از مردم به مدارج عاليه خود نائل شدند . بحار ، جلد 5 ، ص 323

حضرت امام جعفرصادق ( ع ):از گناهان كبيره نارضائي والدين و نا اميدي از رحمت خدا و امن از عذاب الهي است. كافي، جلد 2، ص 277
حضرت امام جعفرصادق ( ع ):خداوند تمام كارهاي مسلمان را به خود او واگذار كرده و در اختيارش قرار داده است ولي به او اختيار نداده كه خود را ذليل و خوار نمايد. كافي 5 ، ص 63
امام جعفرصادق ( ع ) :
هيچ بنده مؤمنی نيست مگر آنكه در قلبش دو روشني وجود دارد يكي نور ترس و ديگری نور اميد، اين دو احساس در نهاد مردم با ايمان آن چنان متساوی است كه اگر سنجيده شوند هيچ يك بر يگری فزونی ندارد.
كافي 2، ص 67
حضرت امام جعفر صادق (ع) كه خود از رهبران عالي قدر مكتب الهي است درباره ساختمان اعضاء بدن انسان و محاسبه حكيمانه آنها با مُفَضَّل صحبت كرد و سپس فرمود: اگر به درستي مطالعه نمايي و نيروی فكرت را به كار اندازي و با دقت نگاه كني به اين نتيجه مي رسي كه تقسيم كار بين اعضاء بدن با درستي و بر اساس مصلحتهای حكيمانه صورت گرفته است و هر عضوي براي كاری كه به عهده اش گذارده شده شايستگي دارد. مُفَضَل عرض كرد مولای من، كساني گمان مي كنند كه اين نظم و حساب كار طبيعت است.
حضرت فرمود : از آنان سئوال كن طبيعت چيست ؟ آيا طبيعت از كارهای حساب شده و منظمي كه انجام مي دهد آگاهي دارد يا ندارد ؟ آيا با اراده و اختيار خود عمل مي كند يا نه ؟ اگر مثبت جواب دادند و گفتند طبيعت ، عالم و قادر است ، پس چه چيز در اثبات وجود خالق ، سد راه آنها است . خالقي كه طبيعت ساخته و مصنوع او است « يعني اينان به مبدء عالِم و قادر اعتراف دارند و » اگر گمان مي كنند طبيعت بدون علم و اراده عمل مي كند ، با آنكه مي بينيم كارهاي طبيعت نادان آن قدر حساب شده و حكيمانه است ، مي فهميم كه منشاء اصلي اين همه نظم و حكمت خداوند خالق و حكيم است و چيزي را كه آنان طبيعت ناميده اند سنت و قانوني است كه آفريدگار در آفريده خود مقرر كرده و مسيري را مي پيمايد كه خداوند آن را در آن مسير به حركت در آورده است .
بحار 2 ، ص 21

امام جعفرصادق (ع)، به نقل از حكمتهاي آل داوود: بر عاقل فرض و واجب است كه به زمان خويش آگاه باشد و به شان و ارزش خود روي آورد، و زبان خويشتن را نگاه دارد.
بحارالانوار، ج71، ص307
امام جعفرصادق (ع):
خوشا به حال كسي كه در زمان غيبت قائم (عج) ما به فرمان ما متمسك شود و قلب هدايت شده اش به طرف باطل متمايل نشود.
بحار، ج2، ص123
امام جعفرصادق (ع):
اگر كسي كه منتظر حضرت است از دنيا برود و حضرت بعد از او قيام كند، اجر او همانند اجر كسي است كه زمان او را درك كرده است، پس بكوشيد و منتظر باشيد، گوارا باد بر شما ای ياران مورد لطف خدا.
كتاب الغيبه نعمانی، ص200
حضرت امام جعفر صادق ( ع ) :
هر گامي كه در راه نماز جمعه بر داشته شود خداوند متعال آتش دوزخ را بر صاحب آن حرام می سازد.
الوسائل 5 / 3
امام جعفرصادق(ع):
هر گاه وارد مسجد شدی، حمد وسپاس خداي را بگو وبرپيامبر(ص) صلوات بفرست.
وسائل الشيعه، ج 3

امام حعفر صادق (ع): امر به تعظيم مساجد به خاطر اين است كه مساجد خانه های خدا در روی زمين است.
وسائل الشيعه،ج3،ص556
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) :
بر شما باد به رفتن مساجد ، زيرا مساجد خانه هاي خدا در روي زمين اند. هر كه پاك و پاكيزه وارد آنها شود ، خداوند او را از گناهانش پاك سازد و در زمره زائران خداوند ثبت شود ، پس در مساجد زياد نماز بگزاريد و زياد دعا كنيد.
البحار 83 / 384
امام جعفرصادق(ع):
خدا لعنت كند راه زنان نيكی را، يعنی كسیكه به وی نيكی مي شود، اما او ناسپاسی مي كند و در نتيجه نيكوكار را از نيكي كردن به ديگران بازمي دارد.
الاختصاص، ص241



نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |