تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
تأمل! دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 3:20 قبل از ظهر
سلام
بسیار گفتن و کم سکوت کردن، انسان را از تأمل باز می دارد و فرصت رویش و پرورش معرفت را باز می ستاند.
شما چگونه می پرورید ذهن را و اجازه رشد می دهید، معرفت را؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

ترنم حضور جمعه هفدهم آذر 1385 2:13 قبل از ظهر
مهدی یعنی نور دیدن، حق شدن
لبیک دل، اذان مسجد شدن
مهدی یعنی مهر هدایت
مهر ولایت
راز صداقت
حلم عدالت
مهدی یعنی هادی امت بودن
جهل را زدودن
مشعل عدل بودن
وادی ظهور بودن
مهدی یعنی خورشید مهر بودن
دایه مظلوم بودن
خورشید را سار دیدن
جلوه حق الماس دیدن
مهدی یعنی
ایمان زمرد را نور دیدن
ترانه خلقت سرودن
تا سر منزل مقصود
حج نمودن
با عشق راه پیمودن
مهدی یعنی صدای رعد
بر ظالمان سوزاندن
غزل عشق سرودن
پرچم عدل بر کعبه نشاندن
خورشید وارحسین حسین نمودن
مهدی یعنی جمعه ها قنوت نور بودن
برای امتی طلب مهرنمودن
کارنامه امت را ورق زدن
آرزوی سعادتمندی نمودن

مهدی یعنی منتظر بودن،
برای ظهور خوبیها خدا خدا نمودن
پریوش دل بودن
مشعل عشق سرودن
تا عرش نوردیدن
برای طلوع فجر قنوت نور سرودن

مهدی یعنی کعبه عشق طواف نمودن
وجود را چشمه ظهور نمودن
تا ثریا غزل عشق سرودن
زمرد را یاس وجود دنمودن
شوق ظهور ، ترنم حضور سرودن

نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |

ظهر ظهور نگاه محمد (ص) جمعه سوم آذر 1385 5:49 قبل از ظهر
من خودم را شاعر نمی دانم، اما گاهی ذوق کودکیها گل می نماید و با گل ذوق هم باید با مروت رفتار نمود، غالب اشعارم نثر شعری هستند، که من سبکب نو از سبکهای شعری آن را می دانم و فکر می کنم این عنوان هم اولین بار در تعریف قالب شعرهایم تجلی یافت، اما این شعر را نمی دانم از نوع شعر قدیم است یا جدید و یا تلفیقی از شعر گذشتگان و آیندگان، به هر حال ورودش را به صفحه پای میز اندیشه خوش آمد می گویم و آنرا ظهور تجلی ارتباطم با سخنان حضرت محمد (ص) می دانم که به مناسبت سال حضرت محمد تقدیم بینندگان و خوانندگان عزیز می نمایم،
اگر نقدیست با نگاهی گشاده می پذیرم، گرچه خودم را شاعر هموز نمی دانم، اما چون بعضی از خوانندگان در پستهای قبلی نوشته هایم خواسته بودند اسم شاعر یا نویسنده نوشته شود، اسم را نه به مستعار که به نام حقیقی ام می نویسم.
امید است که سال حضرت رسول مانند نامش پر برکت باشد، گرچه تا حالا برای من برکتش مآنوس شدنم به نسیم روحبخش سخنان حضرت بوده است و البته بعضی سخنانی که نشان می دهد که بزرگان هم دوست دارند به راه حضرت محمد بروند و یا مردم و یا نظام واقعا به راه حضرت بروند، به هر حال خداوند همه را به راه حضرت محمد راهنمائی نماید و افکار و قلوب را آراسته نماید و از دلها جهل را بزداید و برکت نگاه حضرت محمد در زندگی ها بسیار بسیار عمیق محسوس باشد و دل همه را خوشحال نماید به هدایت روشنگر و زندگی بخش حضرت که تا همیشه تاریخ راه حق از باطل را روشن نموده است و دستورالعمل کمال انسان را هدیه راه مخلوقات و بندگان خداوند نموده است. با سلام به ساحت حضرت مهدی ( عج) این شعر را نیز هدیه ای ناقابل در این سال با عظمت که به نام رسول اعظم مزین شده تقدیم می نمایم، باشد که با لطف نظرش دردها پایان پذیرد.



از نگاهت، گل همی،
مبهوت شود
از کلامت، دل همی،
مدهوش شود
دلبری نتواند دمی
هبوط نماید
از نمازت روح
عروج نماید

همه عالم امکان،
متحیر نمائی
ثمن عشاق انعام،
متنعم نمائی
وقتی تو رهنمائی،
رحمی نمائی
سرای هر دو عالم
متمکن نمائی

جز بزرگی و مهتری
در تو جاری نیست

چو ره می نمائی
سروری ساریست ،

سرور سرورانی
سامان ده دل،
ساربانی
چو پیامبری تو
راهبر و هدایتگری تو


کریما،
گر به یاد و کلام محمد
ره ننمائی
به سراج منیر و زمهریر سریر
ره ننمائی
از وصالت محروم نمائی،
به بهشتم ره ننمائی،
گر مرا به عطر گل محمدی
ره ننمائی

گر از دانش تو
راه نیابم
عمری به سراج نور
راه نیابم
در گمگشتگی خویش
حیران بمانم
به زیبائی معشوق ،
همرهی معبود راه نیابم


سرور توئی ،
مولا توئی
آقا توئی ،
صابر توئی
عاشق منم،
معشوق توئی
مسکین منم ،
ناصر توئی



تو میراث آگهی و نوری
تو رهنمای آدم کوری
تو سزاوار بلندای بهشتی
تو رهنمای نگاه دوری


تو یادآور رمز عبوری،
تو سرور قله های نوری،
مغبونند همه عالم
گر به کلامت ره ننمائی
تو راهنمای سراج منیری


عاشقی نمودی عالمی را
وقتی که دیدی فقر مکنت،
آدمی را
چون نمی دانست،
در جهل خراباتست
ز راه نار برگرفت
حاصلی،
همرهی را

جهانی به تظاهر
زیور یافت
صانعی به تغافل
زین ره یافت
آدمی
در جهل ابد و دهر
بماند
درستی را ه نیافت
گر به تاریکی ره یافت


بنده ات
صبح عشق را
طلوع نماید
بر سرای دوستیت
ظهر
سجود نماید
معشوق تو شوی ،
عاشقت دیوانه شود
بر درگاه حضورت
چند صد
رجوع نماید

دل را بهر تو
سرای دوستی،
هر حضورت
رکوع نماید
ز بهر
وضوی عالم نور،
ضرب قنوت
ظهور نماید

معبودا،
کریم توئی،
بنده نواز مسکین توئی
نگه رحمتی
گر ننمائی ،مرا
در
گل مرداب ره نمائی مرا

سحر عشق
لطف تو بر
خلقت عیان شود
گر بر بندگانت
چشمه ی عشق نگاه محمد
شفق شود

دنیا زنده شود
به نام محمد
دلها جوان شوند
به یاد محمد
خلقت به تجلی تو
ره یافت
عالم منور شود
به راه محمد

آدمی به خود نبالد
جز به مرام محمد
عاصی شود بنده
گر ره ننماید
جز به راه محمد

دوستانه چو رهنمائی
دلبران را همه، راهنمائی
آفاقی بدرخشد
چون ره نماید
به نگاه محمد

شاعر: خانم نصرت احمدی
آذر ماه هشتاد و پنج
ساعت چهار صبح




نوشته شده توسط خانم نصرت احمدی | موضوع: | لینک ثابت |